وبلاگ

قلعه ی متحرک هاول؛ داستان عشق و جنگ

قلعه متحرک هاول؛داستانِ عشق وجنگ--
انیمیشن دو بعدی

قلعه ی متحرک هاول؛ داستان عشق و جنگ


 

 توصیه می شود پیش از خواندن مقاله،این انیمیشن زیبا را ببینید

دو انیمیشن قبلی هیائو میازاکی یعنی « شاهزاده خانم مونوکه» و « شهر اشباح» آثاری بسیار سخت بودند. به همین دلیل  میازاکی، اشاره های پراکنده ای به بازنشستگی اش داشت.

بااین وجود، او در سال 2003 ساخت فیلم جدیدش را شروع کرد. «قلعه ی متحرک هاول» در اسکار سال 2006 در بخش بهترین انیمیشن سال نامزد شد.

 

ملاقات با آقای هاولِ جذاب

سوفی دختر جوانی ست در سرزمینی خیالی؛ جایی که جادو و تکنولوژی قرن بیستم، هر دو برای جنگ کار گرفته شده اند. او پس از انجام کارهای روزانه اش به دیدن مادرش می رود. اما در راه دو نفر برای او مزاحمت ایجاد می کنند که ناگهان مرد خوش پوش قد بلندی حاضر می شود.

سوفی که تعجب کرده، از دست مزاحم ها خلاص می شود اما طولی نمی کشد که توده های سیاه عجیبی از در و دیوار به آن ها حمله می کند. مرد خوش پوش از سوفی می خواهد به او اعتماد کنند.

آن دو به آسمان می روند و با هم پرواز می کنند تا اینکه سوفی به مقصد می رسد آن مرد به طور عجیبی ناپدید می شود. مادر سوفی می گوید که او جادوگر «هاول» است. مرد جذاب و خوش پوشی که قلب دختران زیبا را می دزدد.

شاهکار قلعه متحرک هاول

قلعه متحرک هاول یکی از شاهکارهای  میازاکی ست که پر از تصورات گیج کننده و رویدادهای ماوراءالطبیعه است. اما آیا آمریکایی ها آن را درک خواهند کرد؟ برای میازاکی این فیلم بازگشت به سرزمینی است که او با آنجا آشناست، اما برای دیگران وارد شدن به سرزمین شگفتی به نظر می آید.

طلسمِ جادوگر ویستِ سیاه دل

 جادوگر ویست با جادویی خاص، سوفی را به یک پیرزن نود ساله تبدیل می کند. قبل از رفتن به سوفی می گوید: « سلام من رو به هاول برسون! ». سوفی، راهی سرزمین جادوگرها می شود تا بتواند طلسم پیری خود را بشکند.

آشنایی با مترسک

سوفی به دنبال عصایی برای خودش است که با یک مترسک آشنا می شود. مترسک در این سفر، سوفی را همراهی می کند. او به زودی، قلعه ی متحرک هاول را می بیند و وارد آن می شود.

گلوله ی آتشی که قلعه را به حرکت درمی آورد

سوفی در قلعه با گلوله ی آتشی به نام «کالسیفر» آشنا می شود. از او می خواهد جادویش را باطل کند که سوفی کم کم به خواب می رود.

سوفی با ماندن در قلعه ی هاول، چیزهای جدیدی می فهمد. این قلعه تعدادی در، در نقاط مختلف کشور دارد. دعوت نامه هایی برای جادوگر قلعه می رسد تا به حکم پادشاه از جادوی خود برای پیروزی در جنگ استفاده کنند.

پیغام جادوگر ویست

با آمدن هاول، سوفی ادعا می کند به خواست کالسیفر برای تمیزکاری قلعه آمده. جادوگر ویست نامه ای داخل جیب سوفی قرار داده که هاول از آن آگاه می شود. از سوفی می پرسند که آیا او با جادوگر ویست در ارتباط است او شدیدا مخالفت می کند. و زمانی که می خواهد از طلسم خود بگوید متوجه می شود قادر نیست! چون بخشی از طلسم این است که سوفی نمی تواند از آن چیزی بگوید!

سوفی را می شناسد

سوفی تصمیم گرفته همه جای قلعه هاول را تمیز کند. در این حین با بهترین چشم اندازهایی که تا به حال در عمر خودش ندیده روبرو می شود. پس از ساعت ها تمیزکاری در حال استراحت است و از نگاه هاول او را می بینیم و متوجه می شویم که نیازی نیست سوفی راز خود را بگوید چون در تمام این مدت فقط هاول است که چهره ی جوانی او را می بیند.

وقتی زیبا نباشی زندگی هیچ تاثیری نداره!

سوفی در حین تمیزکاری مواد جادویی حمام هاول را به هم ریخته! هاول از رنگ مویش خوشش نیامده و آن قدر افسرده است که می گوید:« وقتی زیبا نباشی زندگی هیچ تاثیری نداره!»

بعد از اینکه سوفی و دوست هاول کمک می کنند که اندوه ژله ای رنگ او را تمیز کنند او می گوید، در گذشته فکر می کرده جادوگر ویست ، زیباست و او را دوست داشته است. اما متوجه زشتی درون او می شود و فرار می کند.

مادر آقای هاول

هاول ناامیدانه می گوید که این فرار کردن دیگر فایده ای ندارد چون بنابه سوگندنامه جادوگری باید گزارش کار خود را هر مدت یک بار به کاخ سلطنتی بدهد. سوفی متوجه شده که هاول از این جنگی که سراسر سرزمین را فرا گرفته بیزار است بنابراین ار هاول می خواهد عقیده ی واقعی خود را به پادشاه بگوید تا آزاد و رها باشد.

اما هاول فکر دیگری دارد! از سوفی می خواهد به عنوان مادر او به کاخ برود چون او نمی خواهد چهره ی واقعی اش را کسی ببیند.

شخصیت جادوگر ویست شخصیتی خنثی از کار درآمد. او نه خوب خوب است و نه بدِ بد، شخصیتی كه به همین دلیل ساده ممكن است بسیار غیر واقعی و ضعیف نشان داده شده كه البته میازاكی تمام تلاش خود را کرده که تا پایان داستان در داستان حضور داشته باشد.

جادوگر سالیوان، استادِ هاول

در راه کاخ با جادوگر ویست روبرو می شود و از او می خواهد طلسم پیری اش را بشکند. اما ویست می گوید فقط می تواند طلسم کند! نمی تواند طلسمی را نابود کند.

در کاخ به سوفی می گویند که قدرت هاول برای کسی که قلب ندارد بیش از حد معمول است! و ممکن است بی نهایت خطرناک باشد. سالیوان که استاد جادوگری هاول بوده، همه ی قدرت ویست را از او می گیرد.

نابودی قلعه هاول

جنگ شدت پیدا کرده و هاول برای نجات جان بی گناهان در حال نبرد است. سالیوان هم به دنبال هاول می گردد تا همه ی قدرت او را بگیرد. قلعه سقوط می کند و همه ی ساکنان آن به تکاپو می افتند.

هاول دیگر توانی ندارد. سوفی قلب هاول را که همیشه درونِ کالسیفر قرار داشته به هاول برمی گرداند. تکه های سرپای قلعه از هم می پاشد. مترسک برای نجات جان آن ها تلاش می کند و سوفی برای تشکر او را می بوسد. ناگهان طلسم مترسک می شکند و می گوید شاهزاده ی کشور همسایه است.

همه برای عشق؟

سالیوان که در تمام این مدت از طریق سگ کوچولویی آن ها را می دیده مطمئن می شود، هاول عشق واقعی خودش را پیدا کرده! تصمیم می گیرد قصه ی این جنگ را به پایان برساند.

میازاکی که صلح طلب است، اعلام کرد این فیلم را تحت تاثیر و در واکنش به جنگ عراق ساخته است.

اقتباس از  داستان خانم جونز

قلعه ی متحرک هاول، دومین کار اقتباسی هیائو میازاکی ست. او این بار از روی داستانی با همین نام نوشته ی «دایانا وین جونز» اثر خود را خلق کرد.

میازاکی در بیشتر آثارش به مضمون « عشق» اشاره داشته است اما معمولا شخصیت های داستان کم سن و سال بودند اما « قلعه متحرک هاول» در این مورد سنت شکنی کرده است.

هیائو میازاکی می گوید: « دایانا وین جونز! در تله ش افتادم. داستانش برای خوانندگان زن، خیلی واقعی است … و همه ی مردهای رمان هایش شبیه به شوهرش هستند: غمگین، آرام گوشه ای ایستاده.»

در ادامه می گوید:« جادو  در داستان هایش هیچ قاعده ای ندارد؛ به نوعی افسار گسیخته است. اما من هم نمی خواستم فیلمی بسازم که قواعد را توضیح می دهد؛ این کار شبیه به ساخت بازی های کامپیوتری بود. در نتیجه، من فیلمی ساختم که منطق جادو را توضیح نمی دهد و همه گیج شدند. »

یک اقتباس زیبا

«دایانا وین جونز»  اگرچه با نماینده های کمپانی جیبلی ملاقات کرد، اما هیچ دخالتی در ساخت این اقتباس نداشت؛

وقتی در نهایت میازاکی به انگلستان سفر کرد و فیلم را به طور خصوصی نشانش داد، او در واکنش به تغییرات مهم فیلم نسبت به اثر ادبی اش گفت که :

«فیلم فوق العاده ای است .. من کتاب می نویسم، فیلم نمی سازم. بله، فیلم متفاوت است از کتاب؛ در واقع خیلی فرق دارد با آن، اما همان طور است که باید باشد.فیلم فوق العاده ای است.»

بیانیه ی ضد جنگِ آقای میازاکی

مارکو مولر، رئیس جشنواره ی فیلم ونیز در افتتاحیه ی این فیلم گفت که « این قوی ترین بیانیه ی ضدجنگی است که ما در کل فستیوال داریم».

میازاکی درباره ی واکنش تماشاگران گفت که:

«نمی دانم چرا، اما واکنش های خیلی متفاوتی داشتیم: بعضی واقعا فیلم را دوست داشتند و بعضی آن را نفهمیدند. تجربه ی هولناکی بود.»

راجر ایبرت یکی از کسانی بود که این فیلم را نسبت به دیگر آثار میازاکی، اثری ضعیف می دانست؛ نقطه مقابل او کنت توران و جاناتان رزنبام بودند که هردو ، آن را جزو لیست بهترین فیلم های سال 2005 ذکر کردند.

برای این مقاله از «مجله 24» شماره 55 کمک گرفتیم.

بیشتر بخوانید: ۹روش نورپردازی که به خلق انیمیشن کمک می کند
بیشتر بخوانید : هیائو میازاکی،نسیمی که از شرق می وزد
بیشتر بخوانید: پورکو روسو، ملاقات در هتل آدریانو

دیدگاه خود را اینجا قرار دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دسته بندی ها

پر امتیازترین محصولات

فیلدهای نمایش داده شده را انتخاب کنید. دیگران مخفی خواهند شد. برای تنظیم مجدد سفارش ، بکشید و رها کنید.
  • عکس
  • شناسه محصول
  • امتیاز
  • قیمت
  • در انبار
  • موجودی
  • افزودن به سبد خرید
  • توضیحات
  • محتوا
  • عرض
  • اندازه
  • تنظیمات بیشتر
  • ویژگی ها
  • ویژگی های سفارشی
  • زمینه های دلخواه
برای پنهان کردن نوار مقایسه ، بیرون را کلیک کنید
مقایسه