وبلاگ

شاهزاده ی روم

شاهزاده روم
انیمیشن سه بعدی

شاهزاده ی روم

در خلاصه ی داستان این انیمیشن آمده :

شاهزاده روم قصه ی عاشقی و دلدادگی بانویی پاک دامن و مسیحی است که با مردی از نوادگان پیامبر اسلام ازدواج می کند و ثمره ی این ازدواج فرزندی نیک سرشت است که در آینده ای نزدیک، جهان را پر از عدل و داد می کند.

و خب باید گفت با دیدن 76 دقیقه ی خود فیلم، به چیزی بیشتر از این دو خط و نیم نخواهید رسید. حتی می توان گفت این خلاصه ی دوخطی، در روایت ماجرا موفق تر از خود فیلم عمل کرده.

قصه و روایت و شخصیت سازی

در شاهزاده روم، قصه و روایت و شخصیت سازی (پرداخت شخصیت پیشکش) بیشتر به یک شوخی می ماند. تمام مولفه ها بر پایه ی پیش فرض های همیشگی ساخته شده. برای همین ، تمام این یک ساعت و خرده ای را می شد در همان دو جمله خلاصه کرد، بدون مانع تراشی ها و ضدقهرمان هایی که انگار به زور و از سر اجبار به کار اضافه شده اند تا فیلمنامه سروشکل یک داستان جذاب را به خود بگیرد.

 ضدقهرمان ها

از آن بدتر بی سرانجامی ضدقهرمان های ماجراست، که عملا نقش آگهی بازرگانی را ایفا می کنند و در جایی از فیلم ظاهر و بعد بدون این که بفهمیم چه بر سرشان آمده، از کل روند داستان حذف می شوند.

آدم های مثبت داستان

آدم های مثبت داستان که از این هم بدترند، همین طور بی دلیل و فقط برای این که همه چیز باب میل سازندگان جلو برود، به بانوی پاک دامن مسیحی کمک می کنند تا بدون هیچ گونه مشکلی به مقصودش برسد.

و خب وقتی همه چیز آن قدر سهل و بی دغدغه پیش می رود، دلیلی برای مخاطب نمی ماند تا سرنوشت این شاهزاده را دنبال کند. چون همه چیز را خیلی راحت پیش بینی می کند، و نگران شخصیت ها نمی شود.

وقتی مهم ترین مولفه های یک انیمیشن داستانی این گونه نادیده گرفته می شود، بقیه عوامل- نظیر کیفیت بصری و جلوه ای که چند سرو گردن از انیمیشن های ایرانی تا به امروز ساخته شده بالاتر است- کارکرد خودشان را از دست خواهند داد. چون این ها همه وسیله و ابزاری برای تعریف هر چه بهتر قصه هستند.

همه چیز داستان به معنای واقعی کلمه کلیشه است

میان برنامه های مذهبی تلویزیون را به یاد آورید، همان هایی که در انتها هم پیامی اخلاقی به بیننده منتقل می کردند؛ اینجا تنها تفاوت، کیفیت بصری خیلی خیلی بهتر و انیمیشن قابل قبولی است که حداقل فیلم را از این نظر قابل بحث کرده.

و از معدود نکات مثبت آن هم همین است. چون با دیدن شاهزاده ی روم، به توان انیمیشن سازی ایرانی امیدوار می شوید. این بار با همان نمونه های قبلی و ناامید کننده ی انیمیشن های ایرانی روبرو نیستید.

در پردازش بافت و سطوح اشیا و لباس ها، حرکت شخصیت ها و طراحی ساختمان ها و شهرها، ظرافت هایی به خرج داده شده که دیدنش واقعا خالی از لطف نیست.

صداپیشگی

صداپیشگی دوبلورهای حرفه ای و قدرتمندی چون منوچهر والی زاده و حسین عرفانی و ناصر طهماسب، مثل همیشه در شخصیت سازی و انتقال احساسات موفق عمل کرده اند.

اثر پروانه ای

 نکته ی آزاردهند ای در مورد شاهزاده روم وجود دارد که در ذهن می ماند؛ آن هم این است که انگار در زمان رخ دادن وقایع فیلم، نسل پروانه ها با خطر انقراض روبرو بوده.

چون از روم گرفته تا بغداد مردم (و حتی در مواردی خفاش ها) با دیدن پروانه هیجان زده می شوند و در حالی که ذوق زده می گویند: « پروانه پروانه! »

به دنبال تنها پروانه ی نگون بخت دنیایشان می دوند و از قضا اتفاقاتی را هم رقم می زنند. حتما خواهند گفت پروانه نمادی است که بارها در خواب شاهزاده ی روم هم به آن اشاره شده. ولی استفاده ی بیش از حد آن موجب دستمالی شدنش شده، و هر بار که این پروانه در اطراف شخصیت ها پر می زند، انگار صدای سازندگان را می شنوید که به وضوح می گویند:« ببینید، این نماد است.»

فیلمنامه و داستان

با تمام اعصاب خردکنی اش، به وجود این پروانه ی نمادین، خودش می تواند نمادی از رویکرد سازنده های این انیمیشن باشد. این که به جای پرداختن به اصل و اساس هر فیلم، که قصه ای باورپذیر، منسجم و جذاب است، مشغول نمادسازی می شوند و تمام توان و بودجه شان را هم صرف مسائل تکنیکی و بصری می کنند. و همیشه به فیلمنامه و داستان، کمترین توجه را نشان می دهند.

همین که به ابتدایی ترین مولفه های یک قصه ی دم دستی می رسند، کار را شروع می کنند و خودشان هم مبهوت ایده ای می شوند که می خواهند بدهند.

غافل از این که بدون قصه ی جذاب و شخصیت های تاثیرگذار، کسی که به تماشای اثرشان نخواهد نشست تا بخواهد پیام ها و نمادهایشان را دریافت کند.

حالا اینجا و در مورد شاهزاده ی روم، مسئله پیچیده تر و سخت تر هم می شود. انیمیشنی ساخته شده که از وجنات و ساختارش می توان حدس زد مخاطب هدفش کودکان و نوجوانان بوده، که یعنی بحث جذابیت قصه بیش از پیش اهمیت پیدا می کند.

صحبت کردن شخصیت ها به صورت کتابی

اما متاسفانه تلقی سازندگان از جذابیت، در بلاهت سربازهای روم و بغداد خلاصه شده. یک چیزی که در تمام فیام ها و سریال های تاریخی (از جمله همین انیمیشن) وجود دارد و هیچ گاه دلیلش را درک نکرده ام، صحبت کردن شخصیت ها به صورت کتابی است.

آدم هایی که مربوط به قرن های گذشته اند، هیچ کدامشان ایرانی هم نیستند که بخواهند به زبان فارسی حرف بزنند. این ثقیل صحبت کردن شخصیت ها، جز این که باعث فاصله گرفتن مخاطب شود، کاربرد دیگری ندارد.

از نظر استناد تاریخی که کمکی به فیلم نمی کند، چون از حیث تکلم که تقریبا همه چیز بی منطق است و تمام آدمیان از شرق تا غرب زمین، به زبان لحن گویندگان خبری تلویزیون حرف می زنند.

جذابیتی هم که برای مخاطب ایحاد نمی کند و برعکس، حس ناخوشایندی هم به او می دهد. همه فقط چون این طرز صحبت کردن شخصیت ها را در آثار نمایشی تاریخی پیش از خودشان دیده اند و به آن عادت کرده اند، همین روش را پی میگیرند. ولی هیچ وقت فکر نمی کنند واقعا این که به جای « مبارکه» بگوییم « مبارک است»چه تاثیری روی باورپذیرتر شدن فیلم خواهد داشت؟

 

کارگردان و فیلمنامه نویس : هادی محمدیان

تدوینگر : حسن ایوبی

آهنگساز : آریا عظیمی نژاد

طراح کاراکتر : سعید فرهنگیان

سرپرست انیمیت : علی نیکورزم

تهیه کننده : حامد جعفری

این مقاله را از مجله 24 و شماره 70 ، نوشته  پوریا شجاعی برداشتیم.

دیدگاه خود را اینجا قرار دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دسته بندی ها

پر امتیازترین محصولات

فیلدهای نمایش داده شده را انتخاب کنید. دیگران مخفی خواهند شد. برای تنظیم مجدد سفارش ، بکشید و رها کنید.
  • عکس
  • شناسه محصول
  • امتیاز
  • قیمت
  • در انبار
  • موجودی
  • افزودن به سبد خرید
  • توضیحات
  • محتوا
  • عرض
  • اندازه
  • تنظیمات بیشتر
  • ویژگی ها
  • ویژگی های سفارشی
  • زمینه های دلخواه
برای پنهان کردن نوار مقایسه ، بیرون را کلیک کنید
مقایسه